تبلیغات
شکوفه بارون
فروش فوق العاده ست پالتو و تونیک زمستانه پـرنــد



ست پالتو زمستانه ی پـرنــد با طراحی فوق العاده شیک و مطابق جدیدترین مد روز. کیفیت دوخت این پالتو در سطح عالی میباشد و پارچه ی دوخت آن به رنگ خاکستری تیره و از بهترین پارچه ی فوتر میباشد. سایز این پالتو برای همه ی خانم هایی که در سایز 36 تا 42 می باشند قابل استفاده است.پالتوی زمستانه پـرنــد به همراه یک سنجاق سینه و تونیک رایگان به عنوان هدیه برای شما ارسال می شود. ارسال به تمامی نقاط کشور.

قیمت: 88000 تومان

گفتگوی مفصل با سلطان احساس، مجید خراطها - بخش اول

تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392


به بهانه ی انتخاب مجید خراطها به عنوان احساسی ترین خواننده

خراطها در بخش اول گفتگو با ما بیان می کند:
علاقه مندی من به موسیقی از کودکی بوده | ما 4برادر و یک خواهر هستیم که همه مان دستی بر موسیقی داریم | پتانسیلی که برای شعر گفتن و آهنگ سازی به کار میرود زیاد است اما به هدر می رود | اگر نوع کار کردن من شکل بازاری به خود بگیرد آن روز روز شکست من است | من شرایطی مثل کما را تجربه کرده ام 

گفتگوی مفصل با سلطان احساس، مجید خراطها - بخش اول

  شکوفه بارون | نژلا پیکان: طرفدارانش به او لقب سلطان احساس داده اند.با اینکه خودش نمیداند سر و کله این لقب از کجا پیدا شده اما آن را لطف هوادارانش میداند. طرفداران دو آتیشه ای که همه جوره برای خواننده محبوبشان مرام میگذارند. مجید خراطها بعد از چندین سال فعالیت در عرصه موسیقی به جرگه خوانندگان مجاز پیوست. آلبوم این خواننده ی جوان و مستعد با نام «دیگه میرم» اسفند ماه سال گذشته وارد بازار موسیقی شد. اگر چه زمان و پخش مناسبی نداشت اما  بازخوردهای این آلبوم چندان کم هم نبود.
  در طول مصاحبه با اعتماد به نفس حرف میزند و میداند چه چیزی را کجا بگوید. میگوید چون برنامه ریزی بلند مدت دارد، میداند که در سی سال آینده هم میخواهد چه کند. برنامه ی این روزهایش این است که پر رنگ تر باشد. البته این حضور پررنگ قرار نیست با کنسرت های این خواننده همرا باشد. تصمیم خراطها این است که با تک آهنگ هایش با هواداران در ارتباط باشد. گفتگوی مفصل من با این خواننده ی احساسی را از دست ندهید.

 - موسیقی در خون من است
  علاقه مندی من به موسیقی از کودکی بوده و من این را از لطف خدا و خوانواده ام میدانم. موسیقی در خانواده ی ما همیشه ساری و جاری بوده و من هم از بدو تولد با آن آشنا شدم. تقریبا همه ی اعضای خانواده ی من ساز میزنند و با موسیقی آشنا هستند. طبق آن چیزهایی که من شنیده ام و خودم هم تا حدودی به یاد دارم و البته تصاویری هم هست، من از سه سالگی، با اینکه هنوز نمیتوانستم به خوبی صحبت کنم، ملودیکا میزدم و چون گوشم از بچگی موسیقی های مختلفی را شنیده بود و در همان سنین هم با ریتم آشنایی پیدا کردم. موسیقی باید در خون یک نفر باشد. احساس میکنم در وجود من از بچگی ریتم بوده و موسیقی و نت را میشناختم.

 - خانواده ی هنرمند
  همه ی خانواده ام دستی بر هنر و از جمله موسیقی دارند و ساز میزنند. شاید من هم این هنر را از آنها به ارث برده باشم. خانواده ی پدری ام سازهای بادی می نوازند و خود پدرم هم نوازنده ی نی هستند. عمویم هم همینطور. در خانواده ی مادری ام نیز سازهای سنتی مثل تار، سه تار، تنبور و دف مینوازند. ما 4برادر و یک خواهر هستیم که همه مان به موسیقی علاقه داریم و ساز هم میزنیم. برادرم، دکتر سعید، علاوه بر تدریس سواد هنری و جامعه شناسی هنر در دانشگاه، ساز هم می سازند و تنبور، دف و پیانو هم می نوازند. برادر دیگرم، وحید، که معرف اهل هنر است و صدای زیبایش را به شخصه خیلی دوست دارم، ضمن خوانندگی، سنتور و پیانو هم می نوازد. برادر بزرگم مسعود هم ساز ضرب می نوازد. خودم از هر کدام از این سازها یک مقدار یاد  گرفته ام و تقریبا همه شان را در یک سطح می زنم. آشنایی اولیه با سازهای سنتی بود و در ابتدا تنبور می زدم. بعد هم تار و سه تار را یاد گرفتم و پس از آن سراغ ساز های کوبه ای رفتم و در نهایت هم پیانو، گیتار، ارگ و ویولون را آموختم و بیشتر درگیر سازهای کلاسیک شدم.

 - بازار سرد آلبوم ها
  حس میکنم این روزها یک مقدار بازار آلبوم ها سرد شده است. به نظرم پتانسیلی که برای شعر گفتن و بعد ا آن آهنگ سازی و تنظیم وجود دارد زیاد است ولی به هدر میرود. در این بین روال قانونی مجوز اهم زمان زیادی می برد و همه ی اینها باعث  میشود تا به اصطلاح از داغ بودن یک کار کاسته شود. من سعی می کنم ترانه هایی که میگویم به روز باشد. مثلا الان به مسائل  و آسیب های اجتماعی  فکر میکنم و برای آنها برنامه ریزی میکنم ولی تا کار را شروع کنم و به انتها برسانم ممکن است به یکسال آینده برسد. روال مجوز هم از آنجایی که تقاضا زیاد است عقب می افتد ضمن اینکه شرکت های پخش کننده هم به دلایل مختلف از جمله تحریم ها که بر کارشان تاثیر گذاشته، نمیتوانند به درستی حق مطلب را ادا کنند. این همه زحمت چه از طرف هنرمند و نوازنده ها و چه مسئولین کشیده میشود ولی در نهایت کار ضعیف پخش می شود. به این دلیل من فکر می کنم بیشتر خواننده ها به سمت تک ترک دادن روی آورده اند تا روند کاری شان یک مقدار سرع تر طی شود. البته در روال کاری من همزمان با تک ترک هایی که منتشر میشود کارهای آلبوم هم انجام میشود. سعس میکنم اگر قرار است تک ترکی هم منتشر کنم، نسبت به موضوعی باشد که حس کنم بیانش لازم است و باید آن محتوا را انتقال دهم. هدفم فقط در عرصه ی حضور  داشتن و حفظ مخاطب نیست. اگر نوع کار کردن من شکل بازاری به خود بگیرد، آن روز روز شکست من است. در واقع من نمیخواهم مخاطبان را نگه دارم برای اینکه از قبال آنها امرار معاش کنم یا معروف شوم. تلاش میکنم که اقشار زیادی را به سمت خودم بکشانم.

- زبان گویای مردم هستم
  من به نوعی زبان گویای مردم هستم تا شاید بتوانم یکسری از حرفها که به گوش مردم نمیرسد را بیان کنم. مثلا کسی که در حالت کما قرار دارد و نمیتواند صحبت کند، من این شرایط را تجربه کردم و میدانم که آن لحظه خیلی دوست داری حرف هایت را بزنی ولی نمی توانی. آن فرد با ما صحبت میکند چون قلبش همرا ما میزند و نفس میکشد. به همین دلیل من سعی میکنم زبان گویای او باشم. یا مثلا یک فرد کارتن خواب که مسائل او به خوبی درک نمیشود و صدای او را کسی نمی شنود، ولی من می توانم برای خفه نشدن صدای او، زبان گویایش باشم.

 - میخواهم کتاب هایم را چاپ کنم
  به نظر من شعر و موسیقیدر فضای پیرامونی ما همواره موجو است و مهم این است که ما دریافت کننده ی خوبی باشیم و بتوانیم این دریافت ها را به درستی به کار بگیریم. این روزها به شدت دریافتم قوی تر شده و تقریبا بالاتر از سرعت تایپ کردنم شعر می گویم و همچنین این نوید را به مخاطبانم می دهم که قرار است به زودی شاهد کارهایی متفاوت و خاصی از من باشند. بعلاوه اکنون مشغول داستان نویسی و ترانه سرایی هستم و تلاشم بر این است که کتا داستان های کوتاه و ترانه هایم را در زمینه ی موسیقی کمی گسترده تر کنم و در حال ساخت ساز و نوشتن قطعاتی هستم تا در صورت امکان آنها را به ثبت برسانم.

- خانواده ی من هم دغدغه های اجتماعی دارند
  تلاشم این است که دغدغه های اجتماعی ام را از طریق کارهایی که ارائه میکنم به گوش مردم  و مخاطبانم برسانم. بخشی از این موضوع به تربیت و فرهنگ خانوادگی من بر می گردد. ما اصالتا طوری زندگی نکردیم که همسایه مان درد بکشد و ما بی دغدغه به زندگی خودمان ادامه دهیم. برادر بزرگ من، دکتر سعید خراطها، مردم شناس است و تخصص و دغدغه ی اساسی او آسیب های اجتماعی است و مقالات و یادداشت های زیادی هم در این ارتباط دارد. توجه ویژه ی من هم به مسائل و مشکلات اجتماعی، که بعضا از آن انتقاد هم میشود مثل طلاق، کارتن خوابی، اعتیاد و مشکلات جدی جامعه است و متاسفانه بعضی انتقادهایی هم که میشود سازنده نیست. چون اگر اینطور باشد من حتما به آنها دقت میکنم. ما نمی توانیم مثل گوینده ی اخبار که می گوید در فلان منطقه سیل آمده برخورد کنیم. چون او فقط راوی است. من هم اگر موضوعی را در داستان شعری ام روایت میکنم به این دلیل است که احساس مسئولیت میکنم و فکر میکنم از این طریق می توانم حرفم را بزنم. اگر ایم موضوعات را در قالب یک متن بنویسم و منتشر کنم شاید کسی به آن خیلی دقت نکند. یا اگر آن را به صورت کتاب منتشر کنم شاید کسی آن را نخرد. ولی من میخواهم قشری که شاید توجهی به این مسائل ندارد را متوجه کنم.

 - احساسی خواندن
  در موسیقی، هم از لحاظ علمی و تخصصی و هم از منظر عمومی، باید به یکسری المان ها پایبند بود و از قواعدی پیروی کرد. این موضوع درباره ی هر نوع موسیقی صدق میکند. برای مثال موسیقی نشاط آور، قواهد خودش را دارد و موسیقی احساسی هم آکوردهای خودش را داراست. در این میان روان شناسی آکورد، رنگ موسیقی ما را مشخص میکند که یکی از المان هایی است که تاثیر زیادی در شناخت انواع موسیقی دارد. سعی می کنم این موارد را در موسیقی که خودم کار می کنم رعایت کنم. و روی جزئیات دقیق هستم. تلاش می کنم ملودی هایی که می سازم نوستالژی را به همراه داشته باشد تا شاید یاد آور دلتنگی های قدیمی باشد. بحث ترانه هم که بسیار مهم است و به نظرم ملودی و آهنگ باید روی ترانه ساخته شود. گاهی اوقات که ترانه را فرد دیگری می گوید و آهنگساز هم بدون اطلاع داشتن از منظور واقعی او آهنگسازی میکند و فرد دیگری هم تنظیم میکند، آن حس و حال عمیق را حس نمیکنیم. به همین دلیل من معمولا برای ترانه ای که خودم می گویم ملودی هم می سازم. البته شابد این انتقاد وارد باشد که وقتی من همه ی کار را خودم انجام می دهم، از خلاقیتم کم میشود. به همین دلیل با دوستان دیگر هم همکاری می کنم اما باز هم فعالیت آنها کاملا زیر نظر خودم هست تا آن حس و حالی که مد نظرم هست در کار جاری باشد.

 - چه کسی گفت سلطان!؟
 نمی دانم لقب «سلطان احساس» که طرفدارانم به من می گیند از کجا آمده. تنها چیزی که یادم می آید این است که 7-6سال پیش که من قطعه س «خدانگهدار» را خوانده بودم و در سایت های مختلف پخش شده بود، خیلی از سایت ها از این لقب استفاده کرده بودند و این موضوع ادامه پیدا کرد. به هر حال این لطف دوستان و طرفداران است.

 - پتانسیلی که جدی گرفته نمی شود
 هر کدام از ما به نحوی از موسیقی و قابلیت هایی که دارد استفاده می کنیم. به اعتقاد من، ما پتانسیل های بالایی در موسیقی مان داریم و این هم به دلیل داشتن دستگاه ها و گوشه های زیادی است که در موسیقی ما وجود دارد. خیلی از کشورهای دنیا از همین پشتوانه ی قوی ما الهام می گیرند و کار جدید انجام می دهند اما به دلیل عدم شناخت دقیق از این پشتوانه، ما از موسیقی ای که انها از خودمان گرفته اند استفاده می کنیم. ما در موسیقی سنتی مان بسیار پربار هستیم و می توانیم از یک سری ویژگی های آن در موسیقی پاپ هم استفاده کنیم.

 - خودم موجم! نه سوار بر آن
  شاید خیلی ها بگویند در عرصه ی شعر یا موسیقی هر از گاهی موجی به راه می افتد و خواننده ها هم از این موج پیروی می کنند. من روی موج سوار نیستم، من همان موجم. سعی می کنم خودم جریان ساز باشم. دوست ندارم سوار بر موج بیایم و از امکانات آن استفاده کنم. تلاطم موج را به جان میخرم. سعی می کنم دل به دریا بزنم و با تمام سختی ها و مشکلات روبرو شوم. همیشه اصرار به این شیوه کار کردن داشتم. تا جایی که دیگر از انتقادهایی که به سبک کاری من شد، اکنون دیگر خبری نیست. در ابتدا که من کار می کردم آلبوم من را شاید کسی به رسمیت قبول نداشت چون می گفتند غمگین است. اما تا هر نوع موسیقی جا بیفتد و مردم آنرا بپذیرند زمان می برد و باید صبر کرد. حرف حق همیشه تلخ است و من هم چون روی یکسری حقایق مانور می دادم، کارم تلخ به نظر می رسید.

به نقل از ماهنامه ترانه ماه
منتظر بخش دوم این گفت و گو باشید.


برچسب ها: گفتگوی مفصل با سلطان احساس، مجید خراطها، گفتگوی مفصل با مجید خراطها، گفتگو با مجید خراطها خواننده، مصاحبه با مجید خراطها،

دسته : مصاحبه و گفتگو، | بازدید ها : بار

نام شما: foot pain chart diagnosis
سایت شما: http://eugenia6irwin1.sosblogs.com/Vickie-Runck-b1/Month2017-b1-m2017006.htm
در تاریخ : سه شنبه 13 تیر 1396 05:22 ق.ظ

I am so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the random misinformation that's at the other
blogs. Appreciate your sharing this best doc.

نام شما: manicure
سایت شما: http://whatsinaname.be/alllang/guestbook.php
در تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 07:49 ب.ظ

Just wish to say your article is as astounding.
The clarity in your post is simply cool and i can assume you're an expert on this subject.
Well with your permission let me to grab your feed
to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please
continue the rewarding work.

نام شما: BHW
سایت شما: http://www.farrowstory.com/page5.php
در تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 05:22 ق.ظ

I am really glad to glance at this web site posts which
carries plenty of useful facts, thanks for providing these statistics.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر